شرط عشق جنون است ما که ماندیم مجنون نبودیم

پست ویژه

شرط عشق جنون است ما که ماندیم مجنون نبودیم

مختار شرط عشق جنون است

, شرط عشق جنون است , شرط عشق جنون است ما که ماندیم , مختار شرط عشق جنون است , عکس نوشته شرط عشق جنون است

 

شرط عشق جنون است ما که ماندیم مجنون نبودیم

بخشی از دیالوگهای ماندگار مختارنامه :

(قسمت هفدهم:میهمان ملکوت)

مختار: یا لثارات الحسین ، این شعار انسان های آزاده است چه عرب چه عجم ، بحث برتری قوم و نژاد، حتی اگر به شوخی ،مال اشرافیت عرب و عجم است نه پیروان خاکی و مخلص علی (ع)،
حیف از شماست که روح پاکتان را آلوده به انفاس شیطانی کنید عرب و عجم هر دو مخلوق یک خدایند و برادرند و برابر ، برتری به دیانت است.
سرباز : این سر پیشکشی امیر عمر بن سعد به مادر وهب است.
مادر وهب : در مرام ما زیبنده نیست چیزی را که در راه خدا داده ایم باز پس ستانیم .
دلهم : مختار منتقم خون حسین شدن دلی شوریده می خواهد ، تا وقتی پای در گل داری نمی توانی در رکاب حسین سربازی کنی .

(قسمت دهم:خون خدا)

مختار: خوب سیر کن کیان ،شباهتی با رستم خیالت دارم؟
کیان: تو همیشه رستم خیال منی مختار
مختار: رستم چشمش علیل نبود
کیان : هر زخمی به تن پهلوان زینت است ،با این هیبت خواستنی تر شدی.
مختار:ببار کیان ..ببار ..بر کشته دشت نینوا باید خون گریست نه اشک..ببار
تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار:راه بلدی چون تو که راه را گم کند ،نا بلدان را چه گناه ؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم هر چه تاختم مقصد را نیافتم،وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم ،مجنون نبودیم

(قسمت سی وهشتم:رویای سرخ)

مختار : خاطره ای برایتان نقل میكنم ، خالی از لطف نیست شاید خالی از حكمت هم نباشد ، اول بار كه مصعب را در كعبه دیدم نگاهم در نگاهش گره خورد ، در عمق چشمانش ،

چنان حب و عطش رياست بود كه گویا آتش است .
آتش بود و زبانه می كشید ، بعد در همان دم مرغ خیالم به پرواز در آمد ، من و مصعب را از كعبه به كوفه آورد ، همین جا ؛ در همین قصر ( تصاوير خيال مختار )
آن روز مصعب در دریای خون نینوائیان غرق شد . رويا برایم معمایی شده بود لاینحل زیرا می دانستم معصب در حادثه كربلا دخیل نبوده.

پس چرا معصب ؟! روزی كه فهمیدم به قاتلین حسین پناه داد و با ایشان بر علیه ما برخواست
رمز رويا را فهمیدم سوگند به خدایی كه جانم از اوست تا به امروز همه روياهایمان درباره قاتلین حسین تحقق یافته ،

غرق شدن معصب در خون جوشان شهدای كربلا آخرين رويای من است.
من به مقاومت خود تا شكست كامل دشمن ادامه خواهم داد ، اما بیعتم را از شما بر می دارم ، هر كس میخواهد برود نه برایش مانعی هست و نه حرجی.

نظرات

  • نظرات پس از تایید مدیریت نمایش داده خواهند شد.
  • لطفا نظرات خود را بصورت فارسی تایپ کنید.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی